محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

951

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

معمازر ورد غنچهء كل سرخ از هريك دو اوقيه قسط تلخ رماد خطاطيف تازه از هريك سه اوقيه نشاستهء كندم سنبل الطيب از هريك نيم اوقيه ماز و متوسّط المقدار است عدد ادويه را كوفته و بيخته بعسل مصفّى سرشته نكاه دارند در وقت حاجت مقدار عفصهء از آن در ماء العسل يا ماء الشعير يا بطبيخ كل سرخ و عدس و اصل السوس حلّ كرده غرغره نمايند و استعمال كنند نيز به طلا كردن سه چهار مرتبه در روزى و اين نسخه نسخهء صهار بخت است بعينه و با نسخهء شاپور بن سهل نيز موافق است الا آنكه نسخهء شاپور حماما ندارد نسخهء صاحب ذخيره نيز موافق است با نسخهء شيخ رئيس الا آنكه بجاى اصل السّوس ربّ السّوس است و يك اوقيه دارفلفل در نسخهء صاحب ذخيره داخل است صنعت آن اقراص اقرقومعما مستعمل در اين دو از زعفران دارچينى از هريك دو درم كل سرخ خشك حماما قسط از هريك يك درم مرمكى صافى چهار درم اصل السّوس ساذج هندى از هريك دو درم و نيم كوفته و بيخته به شراب سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نمايند و نكاه دارند و در وقت حاجت به كار برند [ دواء الخطاطيف صغير ] دواء الخطاطيف صغير كه نافعست از براى آنچه نافع است از براى آن دواء الخطاطيف كبير صنعت آن بنسخهء سيّد اسمعيل در ذخيره تخم كرفس انيسون نانخواه بزر حرمل دارچينى مرمّكى صافى زراوند طويل از هريك يك اوقيه كل سرخ خشك دو اوقيه قسط تلخ رماد الخطاطيف از هريك سه اوقيه زعفران يك اوقيه نشاسته كندم سنبل الطيب از هريك نيم اوقيه مازو سيعدد كوفته و بيخته در ميپنحتج حل كرده غرغره كنند [ دواء الخطاطيف اكبر بنسخهء يحيى بن عيسى بن جزله ] دواء الخطاطيف اكبر بنسخهء يحيى بن عيسى بن جزله سودمند بود درد كرده و خناق و اورام سينه و شش را كه از رطوبت باشد صنعت آن انيسون نانخواه تخم كرفس اذخر مكى بيخ سوسن اسمانكونى اسپند سوختنى شب يمانى اصل السّوس خراشيده دارچينى سيلانى مرمّكى صافى زراوند طويل از هريك يك اوقيه كل سرخ پاك كرده دو اوقيه قسط خاكستر خطاف از هريك سه اوقيه زعفران يك اوقيه نشاسته سنبل الطيب از هريك يك اوقيه مازوى سبز ده عدد كوفته و بيخته با سه وزن ادويه عسل سفيد مصفّى معجون سازند و بوقت حاجت به قدر يك مازو به كار برند و ماء العسل و ماء الشعير در آب مطبوخ عدس مقشّر و كل سرخ همين دوا را بر پر مرغ ماليده در كلو طلا كنند سه چهار بار در روزى و غرغره هم كنند در اين آب روزى دو سه مرتبه كه بامر الله تعالى نافعست دواى نافع جهت سرطان صنعت آن برك كنار را با دو نيم برك نيم باب سائيده بر موضع سرطان بكذارند دواى نافع و مجربست جهت قلاع دهان و جوششهاى زبان كه بهندى چهارو نامند صنعت آن زاج سفيد هفت ماشه مرداسنك كات هندى از هريك دو ماشه طباشير سفيد سه ماشه اجزا نرم سوده قدرى بر زبان بمالند و زبان را از دهان براورند آب و رطوبات لزجه بسيار از آن دفع كردد پس دهن را بشويند و قدرى كات سفيد را نرم سوده بر آن بپاشند جهت تسكين سوزش و رفع بدمزگى آن در چند مرتبه كه چنين كنند شفا يابند بعون اللّه تعالى [ دواى غير معجون از شيخ رئيس ] دواى غير معجون شيخ رئيس در قرابادين قانون ذكر كرده و كفته كه نافعست از براى ضعف كبد و وثى و نفث الدم صنعت آن كلنار فارسى دم‌الاخوين برك اضف شبّ يمانى اجزاء مساوى كوفته با آب صلابه نمايند و يك مثقال آن را بعد از آنكه خشك كرده باشند با آب نيم‌كرم بنوشند و يا بپزند آن را در آب پس بپالايند و نيم كرم بنوشند پس بدرستى كه بسيار نافع است [ دوا جهت تبهاى مركّب كه بلغم و سودا بر آن غالب باشد ] دوا جهت تبهاى مركّب كه بلغم و سودا بر آن غالب باشد و تبهاى بلغمى و سوداوى و استسقاء و سوء القنيه را نافعست صنعت آن قرص زرشك چهار يك مثقال جندبيدستر جدوار خطائى از هريك نيم قيراط كوفته بكلاب سرشته حب ساخته فرو برند و بعد از آن رازيانه انيسون از هريك يك مثقال عود هندى نيم درم املهء منقى يك درم بكلاب بيست و پنج مثقال جوشانيده سكنجبين بزورى معتدل پنج مثقال داخل كرده بنوشند دوا به جهت مرضعه كه شير آن كم باشد صنعت آن نمك سنك زيرهء سفيد باديان مساوى كوفته و بيخته بروغن كاو حريره بپزند و بخورند شير بيفزايد ايضا زيرهء سفيد آرد برنج با شير كاو حريره بپزند و هفت روز مدام بخورند چندان شير بيفزايد بحدّى كه سه بچه را تواند شير داد ايضا تخم مكهانا باديان كوبيده بر شير كاو پاشيده چند روز متوالى بخورد شير بسيار شود و كفته‌اند كه چون خون حيض خركوش دشتى را زنى كه ابستن بود به خود بردارد يعنى در فرج خود فرزند زنيه تولد كند [ دوايى كه قطع حيض كند ] دوايى كه وقتى كه زن از حيض پاك شود چهار درم كزمازج را با شير كاو بخورد هركز حيض نبيند دوايى كه براى زن مستحاضه يعنى زنى را كه دايم حيض روان باشد نافعست صنعت آن بياورد بيخ سوسن و با شير كاو بخورد نيكو شود دوائى كه منع اسقاط جنين كند وقتى كه از رطوبت رحم باشد صنعت آن درونج عقربى زرنباد جندبيدستر حلتيت مشك تبّتى دانهء هيل مازوى سبز طباشير سفيد از هريك دو مثقال زنجبيل ده درم كوفته و بيخته هر روز مقدار يك درم با آب سرد بنوشند [ ادويّهء مبيضه موى ] ادويّهء مبيضه موى كه چون موى را بكوكرد بخور نموده به سركه طلا كنند سفيد كرداند ايضا سركين خطاف ماش پوست ترب خشك كرده بيخ راسن كوكرد مجموع يا بعض از آن را بزهرهء كاو و سركه سرشته طلا كنند و بدستور سركين خطاف با زهرهء كاو موى را سفيد كند و بدستور ضفدع را بروغن در شيشه كرده چهل روز در سركين اسب كذارند و استعمال نمايند و اكر موى را با كلاب و كافور تر كرده بكوكرد مسحوق بپالايند و بدود كوكرد بدارند پس از چند ساعت به سركه شسته باز اعادهء عمل كنند در چند روز موى را سفيد كند [ دواى ديگر كه از اسرار عجيبه است ] دواى ديكر كه از اسرار عجيبه است چه ضماد آن موى را سفيد ميكرداند و چون با توتيا بشويند باز سياه مىشود طلق محلول را با آب شكر سرشته طلا نمايند ادويّهء محمّره كه موى را سرخ كرداند صنعت آن صداء الحديد را با آب زاج چون طلا كنند موى را رنك مثل حنا دهد و بدستور مر صاف شوره بالسويه با آب خمير كرده يك شبانه روز به‌بندند و بدستور زردچوبه را دو اوقيه تا سه اوقيه ترمس و نيم رطل مازو و دو اوقيه سماق در آب خيسانيده تا ده روز برهم زنند پس با آب او موى را تر كنند و چون خشك شود تكرار نمايند تا ده پانزده مرتبه آن كاه با آب صابون بشويند ادويّهء كه موى را بروياند صنعت آن شونيز را سوخته با آب طلا كنند و بدستور ضماد مغز سر روباه بالخاصيّت عجيب الفعل است و بدستور سر مكس و نيم سوخته پر كلاغ سياه و نيم سوخته سمّ الاغ مفردا و مجموعا با روغن زيتون استعمال نمايند و مؤلف حاوى كبير و حذاق اطباى متقدمين را اعتقاد آنست كه چون كندش را با روغن تخم مرغ ضماد كنند موى ميروياند حتى در پشت دست و بدستور چون ده عدد كردكان را با پوست و دانهء خرما يك مثقال بسوزانند بمرتبهء كه توان سائيد نه آنكه بسيار بسوزد و با روغن زيتون و يا كل سرخ و پانزده عدد فلفل بمالند در رويانيدن موى ابرو و غيره عديل ندارد و بدستور بادام تلخ و قند را در تابه بسوزانند و بروغن زيتون استعمال نمايند و در باب ضمادات بعض از ادويهء مجربه در اين باب مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى و هركاه از ماليدن ادويهء جراحت و ابله حادث شود بمرهم اسفيداج و موم روغنها معالجه كنند و بدستور چون بورهء ارمنى و نوشادر را سوزانيده با سركهء كهنه طلا كنند در سه روز به شرط تكرار در هر سه ساعت يك بار موى ميروياند و ازموده است [ ادويّهء كه منع ريختن موى كند ] ادويّهء كه منع ريختن موى كند از آن جمله اين نسخه ازموده است موافق جامع مختار و غير آن صنعت آن لادن سه جزو مازو يك عدد